الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )

45

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )

قرار دهيم و به‌خود اجازه دهيم طبق ذوق و سليقه خود با موارد جعلى يا ساختگى دخل و تصرف كنيم ، مخالفت مىكنم . . . پيشينيان معيارها و ملاك‌هايى براى حكم در مورد احاديث داشته‌اند كه طبق آنها عمل كرده و براى ما نيز برجاى گذاشته‌اند . . . ممكن است به دليل ناآشنايىهايى و به دليل مقام و موقعيتى كه داشته‌اند ، تا حدودى خوشبينانه با مسئله برخورد كرده باشند . » « 1 » بنابراين ، اينكه " آيت الله قمى " از دعوتگران به " تقريب " است البته بدان معنا نيست كه در جهت لغو ميراث روايى عمل كند يا به ديدهء تحقيرآميز به آن بنگرد ؛ موضع او در اين باره كاملًا علمى است ؛ وى با معيارها و موازين علمى و نه طبق هواها و تمايلات خود با آن عمل مىكند ، زيرا آن كار نه صلاح كه ابتذال و بىخردى و جنايتى عليه دين و ميراث و نيز بر باد دادن كوشش‌هاى سترگى است كه به منظور حفظ ميراث و رساندن آن به ما طى قرن‌هاى دراز به‌عمل آمده است . كسى كه نوشته‌هاى " آيت الله قمى " را دنبال كند ، آشكارا به اصالت و عمق فكرى كه از آن برخوردار است ، پى مىبرد ؛ او از جمله كسانى نيست كه نيرنگ‌هاى غرب‌زده‌ها يا شعارهاى پر زرق و برقى كه مدعيان تجدد و مدرنيسم سر مىدهند ، بر وى كارگر افتد ؛ او فرزند حوزهء علميهء شيعه مباركى است كه در تمام مدتى كه طرح وحدت طلبانه و " تقريبى " خود را دنبال مىكرد ، در پرتو رهنمودهاى مرجعيت عاليه‌اى كه در آن‌زمان در شخص مرجع بزرگ " آيت الله سيد حسين بروجردى " متجلى شده بود ، حركت مىكرد . به‌هرحال ، ما در پى آنيم كه تأكيد كنيم " آيت الله قمى " علاوه بر ديگر ويژگىهايى كه داشت ، از تعادل و توازن فكرى روشنى برخوردار بود و اينها همه ، او را شايستهء مأموريتى كه بار آن‌را ساليان طولانى و بدون خستگى و ملال بر دوش كشيد ، ساخته بود . در اينجا خالى از لطف نيست سخنان گويا و صادقانه‌اى را كه يكى از ياران و

--> ( 1 ) . از مقاله‌اى با عنوان : " محنهء التراث الخالد على ايدى اهل الجديد " ( گرفتارىهاى ميراث جاودان از سوى نوآوران ) منتشره در مجلهء " رسالهء الاسلام " ، شماره چهارم ، اكتبر 1952 م . / محرم 1372 . ق .